
یه غضنفر میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲ تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن!!!
...................................................................
یه غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا...این چه آشناست ! بعد از یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم... این همون کره خریه که امروز تو آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من!
...................................................................
به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم !!
...................................................................
غضنفر باباش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه.
...................................................................
به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!
...................................................................
غضنفر آشغال میره تو چشماش سره ساعت 9 میشینه دم در .
...................................................................
پلیس به غضنفر: اینجا ماهی گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!
...................................................................
غضنفر میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!
...................................................................
غضنفر رفته بود زیارت امام رضا. بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی. نیگاه کرد، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!
...................................................................
غضنفر داشته کباب درست می کرده می بینه یه گربه داره نگاه می کنه داد می زنه آی بلال شیر بلاله.
...................................................................
یه غضنفر میاد تهران یه دونه پرشیا صفر می بینه میزنه شیشه هاشو خورد می کنه صاحبش می گه چرا این کارو کردی؟ مگه مرض داری؟ غضنفر می گه اه مال تو بود؟ فکر کردم مال شوکته.
...................................................................
غضنفر می ره هیئت راش نمی دن خودش می ره هیئت می زنه هیچکس رو راه نمی ده.
...................................................................
یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم!
...................................................................
غضنفر باباش میمیره میخواسته خاکش کنه جو میگیرتش باراندازش میکنه.
...................................................................
غضنفر رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه: اگه مردین یه فاز یه فازبیاین جلو.
...................................................................
غضنفر می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده. میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟ میگه: بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن.
...................................................................
غضنفر واسه رفیقاش خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن. رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ غضنفر یه خورده فکر می کنه بعد می گه: آهان خیابون شهید بروسلی.
...................................................................
غضنفر میره تو خیابون می بینه نوشته: سیو همان سیب است... میگه: دروغ میگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود!!!
...................................................................
غضنفر پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی می کنه می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار.
...................................................................
به غضنفر می گن شما ایمیل دارین؟ می گه نه خیلی ممنون. من تازه غذا خوردم نوشجان!!!
...................................................................
غضنفر کدو تنبل میخره میذاردش کلاس تقویتی .
...................................................................
غضنفر سوار الاغ داشته میرفته. هر کی بهش نگاه میکرده میگفت: چیه خر دو طبقه ندیدی.
...................................................................
غضنفر میره استادیوم، جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب سمت راست و چپ بالای سرش رو با تعجب نگاه می کرده! بهش میگن: چرا فوتبال نگاه نمیکنی؟ میگه: دنبال کلمه زنده میگردم.
...................................................................
غضنفر می خواسته خودکشی کنه می ره تو گلدون می گه به من آب ندین.
...................................................................
غضنفر عاشق می شه روی در خونشون تابلو می زنه بزودی در این مکان عروسی برگزار می شود.
...................................................................
غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت.
...................................................................
غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی. راننده میگه من که چیزی نگفتم. غضنفر می گه بعدا که می گی.
...................................................................
به غضنفر میگن این خیابون کجا میره ؟ میگه من 40 ساله تو این خیابون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره.
...................................................................
غضنفر سکه میندازه صندوق صدقات سوارش می شه.
...................................................................
غضنفر می ره دزدی تفنگو می ذاره پشت گردن یارو می گه تکون بخوری با لگد می زنم توکمرت.
...................................................................
غضنفر میره تو صف نونوایی، شاطره میگه: نون تا اینجا بیشتر نمی رسه، بقیه برن. غضنفر میگه: ببخشید میشه جمع تر وایسین نون به ما هم برسه.
...................................................................
به غضنفر میگن: از مسافرت چی آوردی؟ غضنفر میگه: تشریف.
...................................................................
غضنفر به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ غضنفر می گه: آره. تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما.
...................................................................
غضنفر خواب میبینه داره بازی میکنه باباش رو میکُشه میره مرحله بعد. از خواب بلند میشه میبینه باباش جلوش نشسته میگه اه سیو نکردم.
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: يکشنبه 30 تير 1392 ساعت: 9:30
مهاجم پرسپولیس گفت: در قراردادم نه بنز و نه پورشه ای که برخی می گویند، وجود ندارد.
سید مهدی سید صالحی در مورد دیدار تدارکاتی با استقلال خوزستان اظهار داشت: این مسابقه جنبه تدارکاتی داشت و برای هماهنگ شدن بود. نتیجه در این بازی مهم نبود و ما به دنبال این هستیم که در لیگ برتر نتایج در خور شأن پرسپولیس بگیریم. من هم فقط به عشق پرسپولیس بزرگ به این تیم آمدم.
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 0:31
بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس گفت: اگر قانون هم بگوید من دیگر به سپاهان نمی روم.
قاسم دهنوی پس از پیروزی پرسپولیس مقابل استقلال خوزستان عنوان کرد: هم اکنون در دوران بدنسازی هستیم و زیاد نمی شود در این باره صحت کرد و در خصوص آمادگی تیم نظر داد. بازی های دوستانه برای شناسایی ترکیب تیم برگزار می شود.
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 0:36
یوزر و پسورد آنتی ویروس نود 32 در ادامه ی مطلب
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 16:54
|
دیگه میرم
مجید خراطها
3315592
|
حلقه
مجید خراطها
3315593
|
![]() تغییر کردی
مجید خراطها
3315594
|
![]() نگران
مجید خراطها
3315595
|
![]() بلاتکلیف
مجید خراطها
3315590
|
![]() دارو ندار
مجید خراطها
3315591
|
![]() تو غصه نخور
مجید خراطها
3315589
|
![]() خدانگهدار
مجید خراطها
3315602
|
![]() خدانگهدار قطعه 2
مجید خراطها
3315603
|
![]() تو عوض شدی
مجید خراطها
3315598
|
![]() مسافر
مجید خراطها
3315599
|
![]() تو آزادی
مجید خراطها
3315600
|
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 16:59
کد آهنگ آلبوممن خود آن سیزدهمازمحسن چاوشی

برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 17:03
کد آهنگ های آلبومبگو سیبازپویا بیاتی

برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 17:05
کد :۵۵۱۶۴۱۷
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 17:06
کد آهنگ پیشواز ایرانسل محسن یگانه
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 17:07
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 17:09

برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 17:47
برو تو عسیسم
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: يکشنبه 30 تير 1392 ساعت: 14:12
یه سوال دارم ازتون
مامانم ازتون خیلی تعریف می کنه می گه بچه های مردم تو خونه نمی ذارن مامانشون دست به سیاه و سفید بزنه و همه کارا رو انجام می دن.
شما به عنوان یه بچه مردم آیا اینجوریین؟
تر خدا جواب بدید
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: يکشنبه 30 تير 1392 ساعت: 14:11
جوک اوردم در حد بازی ایران و ایتالیا که بازی دومش باخت .....

داداشـــم اومـــده محکـــم زد پشــــتــم:|
بـــهـــش میگــــم مـــریضی؟:|
داد زد : مــــامــــان الیاسبهــــم گـــفت مریــــض:|
مـــامـــی خـــیلـــی ریلکـــس^_^ : ای بــابـــا الیاس ایـــن زدن یـــک نـــوع ابـــراز علـــاقســـت :|
من:|
مامانم^_^
داداشم =))
موسسه سرپرستی از کودکان بی سرپرستO_o
به امـــید نداشتن ابـــراز علـــاقه بــه من:|
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: يکشنبه 30 تير 1392 ساعت: 14:11
من عاشق اون اخبار های هستم که مجریش سرپا برنامه رو اجرا میکنه !
آدم قشنگ میفهمه که یارو سریع میخواد اخبار رو بگه بره!!!!
.
.
.
من نمیدونم مردم چطوری به حالت خلسه (خلصه) فرو میرن !!!!!
والا من هر دفعه میام تمرکز بگیرم یا مگس دور و اطراف میپلکه یا یکی میاد قلقلکم میده بعد غیب میشه !!!!
اصلا کار نشدنییه !!!!!!!
.
.
.
سه تا دیوونه سوار تاکسی میشن راننده که می فهمه دیوونن حرکت نمی کنه میگه رسیدیم.اولی کرایه داد پیاده شد. دومی هم تشکر کردپیاده شد.سومی زد پس کله راننده وگفت:دیگه هیچوقت اینقدر تند نرو
.
.
.
دیروز دوسته مامانم آش درست كرده بود زنگ زد كه من با ماشین برم ازش آش بگیرم منم رفتم ، این خانومه باهوشم نكرد واسه این سطله آشه یه در بذاره منم همونجوری گذاشتم تو ماشین یهو رسیدم به دور برگردون آشه رو یادم رفت یه دور پلیسی حسابی زدم. یه دفعه آشه ریخت كفه ماشین . ای وااااااااااااااااااای .منم كه مث سگ از مامان خانومم میترسم با یه لیوان آشا رو از كفه ماشین جمع كردم ریختم تو سطله .رفتم خونه اصلا بروز ندادم فقط گیر دادم واسه من از روی سطل بریزید كشك داره خوشمزه تره . لامصب همشو خوردیم
شما هم فك می كنید من خیلی كثافتم عایا؟
.
.
.
به نام خدا مسی هستم بهترین بازیکن جهان از سال سوم دبیرستان عضو کانون قلمچی بودم;)))))
.
.
.
اغا میشه یکی کاربرد درس عربی رو تو رشته ی تجربی به من بگه؟ :-&
.
.
.
تنها چیزی كه از درسه ریاضی یادم مونده:
همه مربع ها لوزی هستن. اما همه لوزی ها مربع نیستن.
البته میدونم شماها همینم یادتون نیست
.
.
.
در بدن انسان بیشتر از 7 تریلیون عصب وجود دارد.
بعضی از آدمها توانایی اینو دارن که روی تک تک این عصب های لعنتی قدم بزنن!
.
.
.
بعضـــی ها شبــــا با موهای عشقشون بازی میــــکنن تا خوابشـــون ببـــره...
بعضـــی ها هـــم مث من با چراغ قوه ی موبایلـشــــــون ... :| :|
نـور میندازم تو چشــم پشــه ها :(((((
.
.
.
سكوتم از رضایت نیست،
اینترنتم هى قطع مى شه
.
.
.
دیشب زدم یه پشه رو کشتم.از بس خون من تو رگاش بود ، حسی رو که به من دست داد به رستم موقع کشتن سهراب دست نداد . اصلا یه وضعی!!!
.
.
.
یکی از برنامه های زندگیم اینه که بشینم دونه های اناررو تا آخر بشمارم . تازشم موزو شمردم توش یدونه بود . دلتون بسوزه خخخخخخخ
.
.
.
.
من تو عمرم یه مخاطب خاص بیشتر نداشتم
.
.
.
اونم توی gta بود تازه خیلی سیاهم بود
ببخشید که کم بود جبران مینم کامنتم یادتون نره
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: يکشنبه 30 تير 1392 ساعت: 14:11

یه غضنفر میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲ تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن!!!
...................................................................
یه غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا...این چه آشناست ! بعد از یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم... این همون کره خریه که امروز تو آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من!
...................................................................
به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم !!
...................................................................
غضنفر باباش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه.
...................................................................
به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!
...................................................................
غضنفر آشغال میره تو چشماش سره ساعت 9 میشینه دم در .
...................................................................
پلیس به غضنفر: اینجا ماهی گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!
...................................................................
غضنفر میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!
...................................................................
غضنفر رفته بود زیارت امام رضا. بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی. نیگاه کرد، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!
...................................................................
غضنفر داشته کباب درست می کرده می بینه یه گربه داره نگاه می کنه داد می زنه آی بلال شیر بلاله.
...................................................................
یه غضنفر میاد تهران یه دونه پرشیا صفر می بینه میزنه شیشه هاشو خورد می کنه صاحبش می گه چرا این کارو کردی؟ مگه مرض داری؟ غضنفر می گه اه مال تو بود؟ فکر کردم مال شوکته.
...................................................................
غضنفر می ره هیئت راش نمی دن خودش می ره هیئت می زنه هیچکس رو راه نمی ده.
...................................................................
یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم!
...................................................................
غضنفر باباش میمیره میخواسته خاکش کنه جو میگیرتش باراندازش میکنه.
...................................................................
غضنفر رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه: اگه مردین یه فاز یه فازبیاین جلو.
...................................................................
غضنفر می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده. میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟ میگه: بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن.
...................................................................
غضنفر واسه رفیقاش خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن. رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ غضنفر یه خورده فکر می کنه بعد می گه: آهان خیابون شهید بروسلی.
...................................................................
غضنفر میره تو خیابون می بینه نوشته: سیو همان سیب است... میگه: دروغ میگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود!!!
...................................................................
غضنفر پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی می کنه می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار.
...................................................................
به غضنفر می گن شما ایمیل دارین؟ می گه نه خیلی ممنون. من تازه غذا خوردم نوشجان!!!
...................................................................
غضنفر کدو تنبل میخره میذاردش کلاس تقویتی .
...................................................................
غضنفر سوار الاغ داشته میرفته. هر کی بهش نگاه میکرده میگفت: چیه خر دو طبقه ندیدی.
...................................................................
غضنفر میره استادیوم، جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب سمت راست و چپ بالای سرش رو با تعجب نگاه می کرده! بهش میگن: چرا فوتبال نگاه نمیکنی؟ میگه: دنبال کلمه زنده میگردم.
...................................................................
غضنفر می خواسته خودکشی کنه می ره تو گلدون می گه به من آب ندین.
...................................................................
غضنفر عاشق می شه روی در خونشون تابلو می زنه بزودی در این مکان عروسی برگزار می شود.
...................................................................
غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت.
...................................................................
غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی. راننده میگه من که چیزی نگفتم. غضنفر می گه بعدا که می گی.
...................................................................
به غضنفر میگن این خیابون کجا میره ؟ میگه من 40 ساله تو این خیابون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره.
...................................................................
غضنفر سکه میندازه صندوق صدقات سوارش می شه.
...................................................................
غضنفر می ره دزدی تفنگو می ذاره پشت گردن یارو می گه تکون بخوری با لگد می زنم توکمرت.
...................................................................
غضنفر میره تو صف نونوایی، شاطره میگه: نون تا اینجا بیشتر نمی رسه، بقیه برن. غضنفر میگه: ببخشید میشه جمع تر وایسین نون به ما هم برسه.
...................................................................
به غضنفر میگن: از مسافرت چی آوردی؟ غضنفر میگه: تشریف.
...................................................................
غضنفر به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ غضنفر می گه: آره. تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما.
...................................................................
غضنفر خواب میبینه داره بازی میکنه باباش رو میکُشه میره مرحله بعد. از خواب بلند میشه میبینه باباش جلوش نشسته میگه اه سیو نکردم.
برچسب: نویسنده: محمد حسین تاريخ: يکشنبه 30 تير 1392 ساعت: 9:30